پادشاه قدیس
سن لوئي
در هر عصري كمتر فرمانروايي بوده است كه همچون لوئي نهم پادشاه فرانسه تحسين شده باشد . او آميزه نادري از عمليت و معنويت بود. پادشاه مقتدري بود كه با جسارت و كار آمدي براي افزايش قدرت سلطنت در فرانسه تلاش مي كرد و در عين حال مردي عميثا و از روي خلوص مذهبي بود .لوئي نهم يكي از بزرگترين پادشاهان اروپاي قرون وسطي بود . او موفق شد رويكرد عملي به امور كشور را با طبعي به شدت مذهبي در آميزد . چنان كه تاريخدانان برينتون ، كريستوفر و ولف مي نويسند:
" لوئي عميقا مذهبي بود و زندگي شخصي تقريبا راهبانه اي داشت ، در نقش خود در مقام پادشاه موازين والاي خود را رعايت مي كرد . لباس ساده مي پوشيد ، به فقرا صدقه مي داد ، پاهاي جذاميان را مي شست ، بيمارستان بنا مي كرد .... كليسا در 1297 ، يعني كمتر از سي سال پس از درگذشت وي او را قديس اعلام كرد.
شايد لوئي به شدت مذهبي بوده باشد ، اما احساسات مذهبي اش او را از مقاومت در برابر تلاشهاي كليسا براي محدود ساختن حقوق سلطنتي بازنداشت . مثلا لوئي جلوي تلاش پاش را براي گرفتن ماليات از كليسا هاي فرانسه براي تامين هزينه هاي دستگاه پاپي را گرفت . او اصرار داشت كه پولي كه از اين كليسا ها حاصل مي شود بايد براي مصارف خاندان كاپسين در فرانسه بماند .
تصوير زير را دوست شاه لوئي ، ژان سر دو ژوانويل ، در كتابش زندگي سن لوئي به دست داده است ، كه در بيداري غرب اثر چارلز تي . ديويس نقل شده است .
" سن لوئي با تمام وجود عاشق خدا بود و در اعمالش خدا را در نظر مي گرفت ... همانطور كه خدا مشتاق عشق به بندگانش بود ، شاه نيز بيش از يك بار جانش را .... براي عشقي كه به مردمش داشت به خطر انداخت. ...
اين پادشاه چنان عاشق حقيقت بود كه حتي قولش را به ساراسن ها (عربها ) زير پا نمي گذاشت ... . او راضي بود به آنچه آشپزش برايش آماده مي كرد و آنچه جلويش مي گذاشتند ، بخورد . در گفتارش خويشتندار بود . هيچ گاه در زندگي ام نشنيدم كسي از كسي بدگويي كند.
به من مي گفت ... مراقب خلاف بودن آنچه كسي در حضورم مي گويد باشم ... مادامي كه سكوتم مرا به گناه نمي افكند و زياني را باعث نمي شود ؛ چرا كه در پشت كشمكش هايي كه مردان بي شماري را به كشتن داده است سخنان تند و ناخوشايند نهفته است ....
هنگامي كه از كليسا باز مي گشت ، پي ما مي فرستاد ، پايين بسترش مي نشست و از ما مي خواست گرداگردش بنشينيم . بعد از ما مي پرسيد آيا دادخواهي هايي هست كه بدون او نتوان حل و فصل كرد . ما نام اشخاص را به او مي داديم و او پي آنها مي فرستاد . بدين طريق سن (لويي) تمام تلاش خود را مي كرد تا آن ها را به آنچه خير و صلاح بود هدايت كند. اغلب در تابستان پي از آئين عشاي رباني به جنگل مي رفت ... به درخت بلوطي تكيه مي داد و مي نشست ... هر كس كه مشكلي داشت كه بايد حل و فصل مي شد مي آمد و با او صحبت مي كرد بدون آنكه هيچ ماموري مانع او شود."
منبع: کتاب قرون وسطای پسین ، نوشته جیمز آ.کوریک
ترجمه مهدی حقیقت خواه



صبر کنید در برابر مشکلات, در برابر نعمت های خدا و در برابر معصیت خدا.