رنگارنگ

Tout des couleurs

 

J'aime les couleurs

Les couleurs bons heur

Les couleurs odeur

J'y vois ma jeunesse

Beaucoup de tendresse

Un peu de paresse

Jamais de tristesse

 

امروز سر کلاس فرانسه استاد این شعر را در مورد رنگ ها خواند که به نظرم جالب آمد. امیدوارم شما هم لذت ببرین.  

 

گلهای سعدی

این قطعه الهامی است از دیباچه گلستان سعدی

امروز خواستیم تا گلی چند برای تو آوریم

اما در کمربند بسته ام چندان گل نهاده بودم

که گره های فشرده را تاب نگه داری آنها نبود

گره ها باز و گلها جمله پرپر شدند

همه را باد سوی دریا برد

بی آنکه باز آیند با موج رفتند

آب از آنها سرخ رنگ و شعله فام به نظر می رسید.

جامه ام امشب  هنوز از بویشان عطر آگین است.

بیا در من ببوی این یاد خوشبوی را

آلفرد دوموسه

 

دانشگاهها در فرانسه

شاید بد نباشه کمی هم درباره تحصیلات دانشگاهی در فرانسه بدونیم.

نشانه قدمت سنت دانشگاهی فرانسوی این است که اولین دانشگاه اروپایی درفرانسه ودرپاریس در قرن داوزدهم بنیان گذاشته شده است. درحال حاضر، تعداد دانشگاههای دولتی فرانسه 90 عدد است که در بیش از پانصد محل در سراسر کشور پراکنده اند متشکل از حدود هزار واحد آموزشی وپژوهشی هستند.
دانشگاهها مؤسسات آموزشی دولتی دارای خصیصه علمی فرهنگی وحرفه ای هستند. با این که دانشگاهها دارای استقلال وخود مختاری (خود گردانی) اداری مالی ، آموزشی وعلمی هستند، مدارک اعطا شده به دانش آموختگان در صورتی که مدارک ملی باشند، ازهر دانشگاهی که اخذ شوند ، دارای ارزش واحد هستند.
دانشگاهها پذیرا ی بیش از 1500000 دانشجو هستند که حدود 74% تعداد دانشجو یان شاغل به تحصیل در سطوح آموزش عالی را می شود. در این میان ده درصد انان خارجی از تمامي ملیتها هستند.
دانشگاهها تمامی رشته ها شامل علوم وفناوری ، ادبیات ، زبانهای خارجی هنر ، علوم انسانی وعلوم اجتماعی ، حقوق ، مدیریت بهداشت ، ورزش را دارا هستند وآموزش را درتمامی سطوح از مدارک دوره های دوساله دانشگاهی ( فوق دیپلم ) تا پایان دوره دکترا ارائه می نمایند.
دوره های آموشی دانشگاههای در سه سیکل پیاپی سازمان گرفته اند که در پایان آنها مدارک ملی در سه درجه اعطا می گردد :
لیسانس ( سه سال) ، مستر (
Master ) دوسال ودکترا سه سال . چند رشته ای بودن دانشگاهها که ویژگی اصلی آنهاست ، آموزش وپژوهش دانشگاهی متناسب با تحولات علمی وفناوری را تضمین می نمایند. تمامی رشته های تحصیلی از این تطابق بهره می جویند ومدارک ودوره های بسیار تخصصی را با هدف مضاعف (آموزش نظری وکاربردهای عملی ) ارائه می نمایند.
رشته ها که در دوره آموزشی سیکل اول در گروههای مربوط به زمینه های دانشگاهی مجتمع شده اند، در طول دوسیکل بعدی تحصیلات دانشگاهی تخصصی تر می شوند تخصص وتعداد مدارک عمومی یا حرفه ای با درجه مستر نشانگر این مدعا است.

تاریخچه سینمای فرانسه

به درخواست  godfather

قبل از جنگ جهانی اول صنعت فیلم فرانسه، از نظر نقطه نظر تجاری در دنیا حرف اول را میزد. پس از جنگ نیز کوشیده است این مقام را در حاشیه برای خود نگاه دارد. در هیچ کشوری چنین علاقه عظیمی به این رسانه به عنوان هنر وجود ندارد و در هیچ کجا به اندازه فرانسه، کلوپها و مطبوعات به تشریح و نقد فیلمها نمی پردازند. در این فضا سینما در زندگی روزمره مردم بسیار بیشتر از دیگر هنرها اهمیت دارد.

سینماگران فرانسه عقیده داشتند که سینما بر خلاف تئاتر که جمعی در آن به حرکات نمایشی میپردازند، باید مبتنی بر تاکید روی تصاویر و روند آنها باشد. آنها این ایده خود را در چند فیلم کوتاه عرضه کرده اند که از آن میان میتوان به فیلم مادام بودت خندان (1) اشاره کرد که نقدها و یاداشتهای زیادی درباره اش نوشته شده است.
این حرکت هنری، سوررئالیسم (فرا واقعیت گرایی) نام گرفت که بر اساس ارائه تصاویری غریب و خیالی بود و هرگونه واقع گرایی را متهم میکرد.
میان پرده (2) به کارگردانی رنه کلیر(3) فیلمی بود که با استفاده از تکنیکهای جلوه های ویژه آن زمان در سال 1924 ساخته شد و پیشرو این سبک هنری بود. فرناند لژر(4) نقاش، باله ماشینی (5) و مارسل دوچامپ (6) سینمای بی رمق (7) را میسازد.
فیلمساز دیگری که آمال و آرزوهای تجربی خود را به صحنه تجاری کشاند، ابل گانس (8 نام داشت. فیلم ناپلئون(9) او در پنج ساعت ترکیباتی مختلف از تصاویری بود که در سه صحنه کنار هم نمایش داده میشد.
در این سالها فیلمسازانی از دیگر کشورها نیز بودند که کارهای مهمی در فرانسه ساختند ازجمله میتوان به کارل تئودور درایر(10) کارگردان دانمارکی با فیلم مصائب ژاندارک (11) و لوئیس بونوئل(12) کارگردان اسپانیایی، با فیلم سگ اندلسی(13) اشاره کرد.

در دهه 1930 سبک بارز دیگری نیز به نام رئالیسم شاعرانه(14) نیز در فرانسه بوجود آمد. این سبک به زیبایهای آنسوی زندگی واقعی روزانه که در آن اغلب مردم مشغول کشمکش های همیشگی با سرنوشت و جامعه خود هستند، میپرداخت.
از کارگردانان پیشرو این سبک میتوان به ژان ویگو (15) با فیلم اتالانته (16) و مارسل کارن (17) با فیلمی همچون سپیده دم (18) اشاره کرد.
از با استعدادترین و پرکار ترین کارگردانان این دوره هم میتوان از ژان رنوار(19) سازنده فیلمهایی چون فریب بزرگ (20) و قواعد بازی(21) نام برد.

__________________________________________________ _________

1- The Smiling Madame Beudet, 1923
2- Entr’acte 1924
3- René Clair
4- Fernand Léger
5- Le ballet mécanique 1924
6- Marcel Duchamp
7- Anemic Cinema, 1926
8- Abel Gance
9- Napoléon 1927
10- Carl-Theodor Dreyer
11- The Passion of Joan of Arc, 1928
12-Luis Bunuel
13- An Andalusian Dog, 1929
14- poetic realism
15- Jean Vigo
16- L’atalante 1934 نام قایق داخل فیلم
17- Marcel Carné
18- Daybreak, 1939
19- Jean Renoir
20- Grand Illusion, 1937
21- Rules of the Game, 1939
__________________
هانری ژرژ کلوزو

عکس و عکاسان فرانسوی

دیوید مالکومسون

متولد اسکاتلند اما بزرگ شده پاریس

عکاسی را از دوران کودکی آغاز کرده و علاقه وافری به عکاسی از زندگی خیابانی دارد.

نمونه کار او با نام "توریست های لندن":

این هم عکس خود او:

در ضمن او در حال حاضر زنده است و در انگلیس زندگی می کند.

این عکس هم با نام " ما همیشه پاریس را داریم..." از یک عکاس فرانسوی به نام جین سباستین مونزانی است. مونزانی متولد پاریس در سال ۱۹۷۵ است. وی تحصیلات خود را در رشته گرافیک کامپیوتری تا مدرک دکتری ادامه داده است. او بیشترین موفقیت خود را مدیون اتاق های تاریک می داند و آن را پایه ی عکاسی دیجیتال می داند.

این هم عکس جناب آقای سباستین

منبع: سایت photo.net

ایران در نگاه ولتر

ايران از نظر ولتر

 

ولتر

 

در سال 1756 ولتر مردي كه حقا بايد او را يك شخصيت خارق العاده و يكي از عجايب دنيا شمرد پاي خود را به ميدان ايران شناسان گذاشت . البته در مجموعه آثار ولتر، چه در تئاتر هاي او چه در فرهنگ فلسفي و چه در داستانهاي كوتاه و بلند او از ايران بحث شده ولي مهمترين اثر ولتر در مورد ايران فصولي از كتاب معروف او Essai sur  les moeurs  است كه از عاليترين شاهكارهاي ولتر به شمار مي آيد و وي سالهاي دارز براي نوشتن آن كار كرد و شايد هزاران كتاب و سند خواند . در اين كتاب مفصل كه ولتر در آن تاريخ تمدن دنيا را از قديم تا قرن هجدهم طبق روش استدلال و منطق خاص خودش يعني با اتكا به اهميت كار متفكرين و هنرمندان و علماء و توجه به ضررهايي كه سرداران و جهانگيران بزرگ به دنيا و تمدن آن زده اند شرح داده ، چندين فصل به ايران در زمان پيش از اسلام ، اسلام ، دوره صفوي ، نادر شاه افشار اختصاص داده است و در آن ولتر غالبا با علاقه و تخيل از ايران نام مي برد . وي بر خلاف آنهاييكه اسكندر را ستوده اند مي نويسد: اين ديوانه اي است كه هنر بزرگش آتش زدن تخت جمشيد است . جز ترحم شايان هيچ چيز نيست .

تراژدي گبر ها كه در سال 1760 توسط ولتر انتشار يافت تندترين و انتقادي ترين اثر دراماتيك اوست . به طوريكه وي آن را حتي با نام خودش منتشر نكرد و به صحنه تئاتر نبرد . در گبر ها كه قهرمان آن زرتشتيان ايراني هستند وي نظر خود را درباره حق آزادي عقيده مذهبي كه بايد براي هر فرد بشري محفوظ باشد تشريح كرده و بايد متوجه بود كه در دوره ولتر ابراز چنين عقيده هايي چقدر خطرناك و غير عادي بوده است.