گلهای سعدی
این قطعه الهامی است از دیباچه گلستان سعدی
امروز خواستیم تا گلی چند برای تو آوریم
اما در کمربند بسته ام چندان گل نهاده بودم
که گره های فشرده را تاب نگه داری آنها نبود
گره ها باز و گلها جمله پرپر شدند
همه را باد سوی دریا برد
بی آنکه باز آیند با موج رفتند
آب از آنها سرخ رنگ و شعله فام به نظر می رسید.
جامه ام امشب هنوز از بویشان عطر آگین است.
بیا در من ببوی این یاد خوشبوی را
آلفرد دوموسه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۶ ساعت توسط طیبه طبسی
|
صبر کنید در برابر مشکلات, در برابر نعمت های خدا و در برابر معصیت خدا.